تبليغاتX
 طبیعت بیجار

با تشکر ویژه از جناب آقای محمد صدری که زحمت عکسها رو کشیدن.....

از سمت راست شادروان علی اکبر صدری و آقایان اسدی-محمد صدری- نادر صدری و امیر صدری

قوچ ارمنی شکار شده توسط جناب آقای جلیل فرحی - عکس آقای محمد صدری

صید ماهی زرده پر توسط آقای محمد صدری

صید ماهی رودخانه قزل اوزن-آقایان اسدی- محمد و نادر صدری

صید ماهی اسبله کپور و زرده پر از سمت راست آقایان اسدی - امیر - محمد و نادر صدری

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت   توسط محمد شکری  | 

بعد از مدتها مزه شکار زمستونی رو در یه روز سرد با برف فراوان تجربه کردیم . روزی که مهمان دوستان اقلیت مذهبیمان بودیم(اینو از این جهت گفتم تا برخی بازدید کننندگان زحمت ارسال عکسها رو به بعضی جاها نکشن)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت   توسط محمد شکری  | 

عکس زیبایی از پرور (ارسال شده توسط بهنام عزیز) .اثر استاد محمد سلامی

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت   توسط محمد شکری  | 

امروز هوا فوق العاده و برفا نرم نرمک در حال آب شدن بودن . بساط شکار رو ساز کردم . یکی از دره هایی رو که همیشه کبکای خوبی در این فصل  توش می زدم در عرض یک ساعت  گشتم ولی خبری نبود . ظاهرا گرمی هوا باعث گدارشون شده بود . تصمیم گرفتم سری به رودخونه پایین دست بزنم . جاده کاملا گل شده بود و در نیمه راه مجبور به پارک ماشین و طی کردن پیاده ادامه مسیر شدم . به محض اینکه به کنار رودخونه رسیدم دو تا اردک از دور پریدن که از برد ساچمه خارج بودن . وقتی از میان درختان انبوه به سمت پایین رودخونه می رفتم سه تا اردک که  منو ندیده بودن از آسمون به پایین شیرجه زدن  یکیشون  تو آب فرود اومد و بلافاصله با کشیدن ماشه روی آب  رها شد  و یکی دیگه رو که در حال اوج گیری بود با پس تیر زدم که درختا نذاشتن ببینم دقیقا کجا افتاد فقط صدای افتادنش تو آب رو شنیدم . اردک اولی رو از آب بیرون کشیدم و رفتم سراغ دومی و لی هر چه گشتم اثری ازش نبود .  به راه خود ادامه دادم  که از میان نیزار انبوه سرسبزی آشکار شد  با صدای تیر بر روی آب شناور شد . با توجه به عمق آب و شناور شدن اردک که با جریان آب به پایین دست هدایت می شد قدم به قدم  من هم اردک رو همراهی کردم در جایی که آب تقریبا ساکن بود اردک به شاخه درختی در وسط آب گیر کرد . عمق آب زیاد بود . به ناچار در پی پیدا کردن چوب بلندی کنار رودخونه رو  گشتم  و  بالاخره شاخه  مناسب رو پیدا کردم . با سختی فرواوان اردک بالاخره از آب بیرون آورده شد . با توجه با اینکه کفشها و لباسم خیس شده بود ماندن دیگه به صلاح نبود . خودمو به ماشین رسوندم و شکار این هفته اینگونه به پایان رسید .

+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت   توسط محمد شکری  |